شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

سلام خوش آمدید
شهید نصیری-محمد

شهید محمد نصیری

نام پدر: گل علی

نام مادر:فاطمه

تاریخ تولد: 5-1-1341 شمسی

محل تولد:سمنان

بسیجی

سن:21سال

تاریخ شهادت : 16-8-1362 شمسی

محل شهادت : پنجوین

عملیات والفجر4

گلزار شهدا: حاجی آباد 

البرز - کرج
























نوید شاهد کرج : شهید محمد نصیری در فروردین ماه سال 1341 در شهر مذهبی مهدی شهر در یک خانواده مستضعف بدنیا آمد و نیز دو ساله بودن که خانواده ایشان به کرج آمدند.

دوره نظری خود را به هنرستان و در رشته مکانیک ادامه داد و دیپلم خود را از هنرستان شهید بهشتی دریافت کرد. لازم بیاد آوری است که دو سال آخر تحصیل خود را در حین حضور در جبهه ها پر کرد و ناگفته نماند که ایشان در تمام دوران تحصیل خود موفق بود.

صفات ارزشمند شهید «محمد نصیری»   صفات ارزشمند شهید «محمد نصیری»

شهید محمد نصیری از ابتدا کودکی با فطرتی پاک و نیت خالص بود و نیز در این درون شخصی صبور و مقاوم و با دیگران و خانواده خود نیز با اخلاق حسنه برخورد میکرد در حالی که جامعه آن زمان را ارزشهای مادی و غیر الهی فرا گیر بود و با این که ایشان از یک خانواده در سطح ساده زیست جامعه قرار داشت، هرگز بفکر این نبود که خودش را با آن ارزشهای برابر کند بلکه به دنبال ارزشهای انسانی و واقعی بود و سعی می کرد که دوستان خود را از کسانی قرار دهد که خواستار زندگی سالم و با ارزشهای انسانی باشند.

ایشان در مقابل انحرافات اخلاقی خیلی ناراحت میشد و دل می سوزاند چنانچه به خاطر سیگاری بودن یکی از دوستان خود گریه میکند و از ایشان تقاضا میکند که این کار را نکند و وقتیکه ما به دوستان ایشان نظر میکنیم میبینیم که همچون او نیز به درجه رفیع شهادت نائل گشتند و آنها که هنوز نیز در بین ما هستند نیز شهیدان زنده اند، محمد چندین صفات باز داشت که به چند تا آنها اشاره میشود:

صفات ارزشمند شهید «محمد نصیری»

دوری از گناه

از دوران کودکی تا زمان شهادت از زمانی که ما ایشان را شناختیم ایشان سعی میکرد که از گناه و انحراف بدور باشد و  همیشه به دنبال اهداف الهی خود مقاوم بودند و در این راه یآس و نا امیدی به خود راه نمی داد.
 و اتکا به نفس ایشان واقعا" درسی بود برای ما، یاد نداریم که ایشان کمکی و یا تقاضایی از کسی بنماید، سعی میکرد که تا آنجا که امکان دارد امکانات خوب از هر لحاظ چه مادی و غیره را به دیگران بدهد و دیگران را بر این مقدم میشمارد.

ساده و به دور از تجملات
ایشان در مورد زندگی از جمله غذا و پوشاک به شکلی حرکت میکرد که فقط از گرسنگی نمیرد و برهنه نماند و در این امر روزه های مستحبی را و ساده پوشی را فراموش نمیکرد.

اخلاص
 ایشان تلاش میکرد قبل از شعار عمل کند و عمل خود را هم عنوان نکند و دیگر از خصوصیات وی اخلاص در عمل او بود برای نمونه او نیز مدتها بود که نماز شب میخواند و ما هرگز متوجه نمی شدیم و این نشان دهنده اخلاص در عمل است از جمله توجه ایشان به نماز جمعه و جماعت و انجام واجبات و مستحبات و دوری از دنیا بود.
شهید نصیری دو سال مستقیم در رابطه جبهه و جنگ در عملیات ولفجر یک از ناحیه پا و دست وشکم زخمی شد با وجود اینکه زخم ایشان عمیق بود و چندین بار عمل شد و یک قسمت از بدن ایشان بیرون بود از اعزام نیرو منطقه خواسته بود که او را به جبهه اعزام کنند که موافقت نکردند و خلاصه بعد از تلاش فراوان چهار ماه بعد از مجروح شدن در اولین فرصت به جبهه رفت،  مدت مرخصی خودش را نیز در جبهه ماند و تا اینکه در عملیات والفجر 4 مرحله سه در تاریخ شانزدهم آبان 62  به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به آرزو چندین ساله خود رسید.

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


بازنویسی وصیّت:

بسم الله الرحمن الرحیم

* قل هوالله احد * الله الصمد *

با سلام به پشگاه ولی عصر حضرت حجةابن الحسن العسگری (عج)

با درود نثار برادرانی که در راه استوار نگاه داشتن پرچم حق شهید شدن (شهدای گمنام ) و ادامه دهندگان راه آنان مخصوصا" اسیران و معلولین و مجروحین و رزمندگان جان برکف با شکر گزاری از خداوندی که در نهایت گناه توبه پذیر است و در نهایت ناسپاسی روزی رسان.

بارالها! طاعتت می کنم به خاطر سزاور بودنت و شکر می کنم که ما را در چنین موقعیتی قرار دادی و چنین نعمتی به ما عطا کردی و جهاد را وسیله ای قرار دادی که با کمال سرعت به وجه تو برسیم و این زنجیر را پاره کنیم. خداوندا مومن نیستم ولی دنیا برایم زندان شد زندگی دشوار خداوندا مرگ با عزت به همه ما عطا کن حال کیست پند و اندرز بگیرد و از این جاهلیت بیرون بیاید و خود را به کاروان مخلصان برساند و خود را از این منجلاب مادی بیرون بکشد. البته که یقین به آخرت بدست نمی اید مکر با داشتن ایمان و ایمان بوجود نمی اید مگر بریدن از تمام زیبای های دنیوی و ترک حرامات و مکروهات و به جا آوردن واجبات و مستحبات و خاشع و متواضع بودن در نظر خداوند در نماز و روزه و غیره.

فکر نمی کنم نوشتن این بنده حقیر ثمری داشته باشد چه بسا کسی که تمام عمر خود را بیهوده صرف کرده حال در آخرین لحظات عمر خود می خواهد توبه کند وصیت به چی اگر ما حرف گوش کن بودیم از ائمه علیه السلام درس می گرفتیم و غافل نمی شدیم دنیا امتحانی بیش نیست امتحان در اخلاص تقوا و ایثار تواضع جنگ بوده و هست. خداوند امتحان پس می گیرد و بندگان مخلص خود را گل چین می کند کیست که خود را به در نورانی برساند و جزو  السابقون السابقون اولئک المقربون، گردد و خود را مشغول ذکر خداوند کند و قلب خود را از مهر او لبریز کنند و خود را عاشق گرداند.

یکی از درهای دیگر توبه است انسان نیاید از توبه غافل شود باید همیشه توبه پذیر باشد. در تمام طول عمر خود نتوانستم به خودم به تنهایی که دنیا محل استراحت نیست و تمام از آخریت غافل بودیم هر کس دنیا را برای خود ساخته باشد یا در فکرش باشد در آخرت جایی ندارد. و به قول پیامبر اسلام محمد (ص) انسانها باید مثل مسافر زندگی کنند خود را دلبند خانه و زندگی و زن و فرزند نکند. برادران و خواهران! ( مخصوصا" بسیجی ) آبروی اسلام بدست شماست ودر حال حاضر امانتی بدست مارسید از زحمات پیامبران و امامان و ائمه اطهار علیه السلام و شهدا حال ما باید این امانت را به صاحب اصلی آن تحویل دهیم و عظمت این امام را درک کنید و خود را از خط او خارج نکنید و پیروی از ولی امر واجب است و نگذارید ملت های بعد از شما پند و اندرز بگیرند مانند قوم (نمرود و فرعون) سعی کنید جنگ را فراموش نکنید به خداوندی خدا ضربه می خورید پشیمان می شوید و فکر نکنیم کسانی که می روند شهید می شوند دیگر مسوولیت از شما سلب می شود و شهید بر گردن همه حق دارد.

خدمت پدر و مادرم که برایم عزیز بودید از خداوند می خواهم به شما و بقیه صبری عظیم عنایت کند و خوشحال باشید که فرزند خود را فدای اسلام کردید باور کنید همیشه می خواستم شما از من راضی باشید. ولی شما می خواستید که من در کنار شما باشم ولی موقعیت ایجاب نمی کرد که در کنارش ما باشیم و باید به جبهه می امدم چون وظیفه بود و از شما میخواهم از آمدن بقیه برادران جلوگیری نکنید چون در ذات انسانهاست راحت طلبی و کنار هم بودن خلاصه باید روزی جدا شویم چه بهتر زودتر ان هم در چنین موقعیتی و از شما عاجزانه می خواهم که مرا حلال کنید و بخشش مرا از تمام دوستان وآشنایان بگیرید و اصل وضعیت بنده و خجالت بنده از این است که تقریبا" دو یا سه سال نماز و روزه قضا دارم و حلالیت از همه و از شما می خواهم اگر توانستید دعا کنید که خداوند مرا ببخشد و بتوانم عذاب او را تحمل کنم.

سخنی چند با برادران و خواهران عزیزم که جز وزنه سنگینی به دوش خانواده چیزی نبودم. از شما می خواهم در کارهایتان همدیگر را یاری کنید و نگذارید کوچکترها از نماز و روزه و قرآن و دعا و کارهای واجب را ترک نکنند و احترام بزرگترها به همه واجب است.  اگر ما  در این راه دعوت شدیم سعی کنید از تشریفات دست بکشید راضی نیستم کسی به خاطر ما یک قدم اضافه بردارد دوست داشتم گمنام باشم ولی ببینم خواست خداوند چیست و هر کجا که راحت بودید زحمتی نداشت مار را به خاک کنید.

از ملت شهید پرور می خواهم فقط و فقط از خط امام خارج نشوید و جنگ را سر لوحه تمام کارهای خود قرار دهند و از خدا می خواهم که به این پیراهن خاکی و پاره بسیحی احترام بگذارند که آنها مقربان درگاه اویند بعد از خداوند بزرگ شما همه مدیون این جان بر کفان هستید. 

در آخر چند دعا می کنم شاید خداوند نظیر لطفی کند:

بارالها! پروردگارا! شهدای ما را با شهدای کربلا محشور بفرما و به امام امت، طول عمر بیشتری عنایت بفرما اما تا ما را نیامرزیدی از دنیا مبر و گناهان ما را بریز آبروی ما را نریز. خداوندا راهم راست را به همه ما مخصوصا" جوانان نشان بده و ما را یک لحظه به خودمان وانگذار. مریض های ما را مخصوصا" معلولین و مجروحین را شفاء کامل عنایت بفرما. خداوندا! رزمندگان اسلام را هر چه سریعتر پیروز بفرما.

و در آخر گفته باشم که تمام برای تذکر بود و چیزهایی که به روی نامه آمد حرف دل ما نبود و نیست. از تمام شما التماس دعا داریم خداوند یاور شما باشد.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

..........ارسال فیلم و عکس با شماره 09213166281 بله و ایتا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
شهدای البرز

"گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیهاسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهم‌السّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه‌ای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس، ما وظایفی داریم."


آخرین نظرات

آمارگیر وبلاگ