شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

سلام خوش آمدید
شهید رحیمی-علیرضا
بسم الله الرحمن الرحیم

در سحرگاه روز 23 خرداد 1404 رژیم شیطانی ، سفاک و خون آشام صهیونیستی جنگ نظامی خود را به طور غافلگیرانه با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و با بهانه از بین بردن توانایی غنی سازی هسته ای ایران با نام  عملیات چکش نیمه‌شب آغاز کرد.این اقدام وحشیانه با مذاکرات غیر مستقیم ایران با آمریکا همزمانی داشت. مذاکراتی آمریکایی که پوششی جهت فریب ایران و حمله نظامی سگ هارش در منطقه طراحی شده بود.
این حملات با استفاده از موشک های دوربرد،موشک های پرتاب شده توسط هواپیماها،بمباران هوایی بر علیه مناطق مسکونی،صنعتی و مراکز هسته ای و همچنین حملات تروریستی در به شهادت رساندن فرماندهان نظامی،دانشمندان هسته ای و به کارگیری عوامل و جاسوسان داخلی در پروازدادن ریزپرنده ها و پرتابه های انفجاری و بمب گذاری، همراه بود و تعداد زیادی از کودکان و زنان و مردم بی گناه را به خاک و خون کشید و در ادامه تجاوزگری های خود در دوم تیر ماه در حمله جنگنده های خود به ساختمان های اداری سپاه امام حسن مجتبی (ع) در مرکز شهر کرج تعدادی از پاسداران و سربازان مدافع امنیت و وطن را مظلومانه به شهادت رساند.
روحشان شاد و یادشان گرامی باد.
شهید علیرضا رحیمی
🔹تاریخ تولد:۱۳۵۵
🔸تاریخ شهادت: ۱۴۰۴/۴/۲
🔹محل‌شهادت:سپاه‌امام‌حسن‌مجتبی‌ع
🔸نحوه‌ی‌شهادت:حمله‌موشکی‌
رژیم‌‌منحوس صهیونیستی
🔸مزار:گلزارشهدای‌امامزاده‌طاهر

شهید رحیمی-علیرضا


در این روایت احساسی، همسر شهید بخشی از خاطرات ۲۳ سال زندگی مشترک خود را با او بازگو می‌کند؛ روزهایی سرشار از محبت، آرامش و تکیه‌گاهی استوار. وی می‌گوید: کنار هم پیر شدیم. علی‌رضای من همیشه حواسش به من بود و هر مشکلی داشتم از او می‌خواستم دعا کند. دعایش همیشه آرامش می‌آورد.

 
او با اشاره به توصیه‌های معنوی و اخلاقی شهید رحیمی ادامه می‌دهد: می‌گفت در هر کاری توکل به خدا، توسل به اهل‌بیت(ع) و تلاش با تمام وجود را فراموش نکن. مهم نیست چقدر موفق می‌شوی؛ مهم این است که تمام انرژی‌ات را بگذاری.
 
به گفته همسر شهید، علیرضا رحیمی از نیروهای مؤمن، صبور و ولایت‌مدار سپاه بود و همواره بر اهمیت داشتن چراغ ولایت تأکید داشت: می‌گفت اگر کسی ولایت نداشته باشد، راه را گم می‌کند؛ ولایت مثل خورشید است.
 
وی با یادآوری روزهای سخت جنگ ۱۲ روزه می‌گوید: وقتی محل کارش را زدند و شعله‌های انفجار را دیدم، نفهمیدم چطور خودم را رساندم. عکسش را در دست از بیمارستان تا بهشت سکینه همه‌جا دنبالش گشتم. آن‌قدر پیکرهای سوخته دیده بودم که فقط از خدا می‌خواستم پیکرش را سالم پیدا کنیم.او ادامه می‌دهد: با توسل به حضرت زهرا(س)، روز سوم پیکر علیرضا را سالم از زیر آوار بیرون آوردند. علی‌رضای همیشه مرتب و خوش‌لباسم، این بار با لباس خاکی… اما همچنان باوقار و نورانی.
 
همسر شهید با اشاره به دلتنگی‌هایش می‌گوید: دلم برایش تنگ شده. شب‌ها به خوابم می‌آید، لبخند می‌زند و گل می‌دهد. یک حامی بزرگ را از دست دادم اما می‌دانم همیشه کنارم است. فقط می‌خواهم برای آرامش دلم دعا کند.
 
او سخنانش را با گرامیداشت مقام شهدا چنین پایان می‌دهد: شهادتش مبارک. یاد یاران عشقی که جانشان را برای عزت این سرزمین فدا کردند همیشه زنده است؛ آن‌هایی که سینه‌شان را سپر گلوله کردند تا ایران عزیز سرافراز بماند.


رحیمی-علیرضا_fv6d.jpg


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

..........ارسال فیلم و عکس با شماره 09213166281 بله و ایتا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
شهدای البرز

"گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیهاسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهم‌السّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه‌ای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس، ما وظایفی داریم."


آخرین نظرات

آمارگیر وبلاگ