"گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیهاسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهمالسّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفهای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس، ما وظایفی داریم."
پسرعمه من بود. من شش ساله بودم که ایشان شهید شدند. عمه من از ناراحتی شهادت پسرش بعدها فلج شد و تا آخر عمر نتونست راه بره. شنیدن خبر شهادت ایشان در آن سالها خیلی برای من شش ساله سخت و متاثر کننده بود. هنوز مراسم شهادت ایشان، مردم سیاهپوش، حجله دم در، تشیع جنازه، گریه و شیون مردم و صدای قرآن عبدالباسط اون روز رو خوب یادمه. خدا بیامرزه. حیف شد. گل نوشکفته بود واقعا