شهید امیر اصغری
نام پدر: مرادعلی
تاریخ تولد: 21-8-1344 شمسی
محل تولد: تهران
تاریخ شهادت : 12-7-1361 شمسی
محل شهادت : سومار
گلزار شهدا: بهشت زهرا(س)
قطعه:26 ردیف:94 شماره مزار:38
تهران







بسم الله الرحمن الرحیم
حضور پدرومادر عزیز سلام عرض می کنم واز خداوند سلامتی شمارا خواهانم خدمت زری وحمید وسمیرا وفاطمه و خدمت محمدآقا ومنظر سلام عرض کرده وسلامتی یکایک را خواستارم خدمت عمو وخاله وحسن وعلی وشیرین محسن سلام عرض می کنم از دور به دائی وزندانی وبچهها وننه وبابا سلام عرض کرده وآرزوی سلامتی آنها را دارم وخلاصه از همه اینها گذشته حال خود من هم خوب است خوبِ خوبِ خوب واز سلامتی کامل برخوردار هستم و همانطور که نوشتهام به ما می رسند درضمن امیدوارم که از دوری من ناراحت نباشید واگر از نظر اسلامیش را بخواهید حق ناراحت شدن ندارید زیرا که پیوند بین اسلام واو مهمتر است برای یک مسلمان تا پیوند خانوادگی بنابر این ناراحت نباشید که من در کنار شما نیستم .
در مورد عکسهائی که دراین نامه آخری نوشته بودید ظاهر شده وبزودی برای من می خواهید پست کنید از ارسال آن خودداری کنید چون بگفته مسئولین قصد تغییر مکان را داریم انشاءالله تا موقعی که برگشتم در نزد خودتان در کمد بابا باشد ولی یک مسئله هنوز تا زمانی که ننوشتهام به جائی رفته ایم نامه رابه همین آدرس بنویسید درضمن درنامه ذکر کنید که عکسهایی که علی خاله ظاهر کرده به دستتان همراه فیلمش رسیده یانه؟
اگر به خانه حاجی رفتید به خود ابوالفضل بگوئید که پستی که قرار بود برایش بفرستم رسیده یانه؟ در ضمن به تمام اهل خانه از حاج آقا وخاله وابوالفضل وتیمور گرفته تا حمید به همه سلام برسانید وبه ابوالفضل بگوئید که بای من نامهای بنویسد ومرا ازحال خودشان آگاه کند اگر هم وقت نرفتن پیدا نکردید بابا با این شماره«898196 محیط زیست»
با ابوالفضل تماس بگیرد .
ضمناٌ به حسن بگوئید که برایم نامه بنویسد وبا من ارتباطش را قطع نکند وبه بچههای انجمن اسلامی سلام برسانید و به آنها بگوئید که برای ما نامهای بنویسند وما را از حال خود و وضعیت منطقه با خبر کنند وبنویسند که برنامه
کاریشان به کجا رسیده است .
به دائی بگوئید که امیر سلام رسانده وشماره تلفن دائی را برایم بنویسید تا بتوانم به او تلفن کنم . شاید از اینکه هی پشت سرهم برایتان نامه می نویسم خسته شوید ولی من این فکر را می کنم که مبادا در فاصلهای که بین نامه های من می افتد شما نگران شود وزندگی به شما سخت بگذرد به فکر من نباشید وبدانید که من در اینجا راحت هستم اصلاٌ اینجا حال وهوای دیگری دارد که غیر ممکن است به انسان خوش نگذرد . درضمن همراه این نامه ، نامهای دارم برای بچههای انجمن اسلامی که به یکیشان بدهید .
از طرف من به خانواده ذبیح سلام برسانید وبه ایشان بگوئید که الآن که این نامه را مینویسم ذبیح در کنار من خوابیده است وحالش خوب است وبه خانواده اش سلام میرساند درضمن انشاءالله در اولین فرصت که به ما مرخصی دادند به تهران می آئیم ولی به شرط اینکه هی چشم به در نباشید راستی سمیرا چطور است حرف زدنش را کاملاٌ یاد گرفته یانه ؟ در طی این مدت تقربیاٌ یک ماه خیلی دلم برایش تنگ شده است واگهی اوقات که یاد حرف زدنهایش می افتم خوشحال می شوم ودیگر اینکه فاطمه آیا سینه خیز می تواند برود یانه ؟ ودیگر اینکه مریضیش خوب شده یانه تمام اینها را بطور کامل برایم بنویسید .
خوب دیگر چیزی نمی نویسم واز خداوند تقاضای سلامتی شمارا دارم سفارش می کنم شمارا به اینکه در نمازهای جماعت وجمعه شرکت کنید وحداقل سعی نمائید نمازها را در اول وقت بخوانید که تمام اعمال ما بر دین استوار است .
والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
امیر اصغری ـ 21/6/61
**************************
***************
********



بسم الله الرحمن الرحیم
باعرض سلام به پدرومادر عزیز وبا طلب سلامتی ایشان از خداوند متعال وطلب سلامتی امام وفرج هرچه زودتر امام زمان .سلام بر پدرومادر عزیزم امیدوارم که حالتان خوب باشد وبا عرض سلام به زری وحمید وفاطمه از خدا نیز خواهان سلامت ایشان می باشم سلام به عمو خاله وبچهها می رسانم سلام به دائی وخانواده وبه بابابزرگ وننه می رسانم و همچنین به محمدآقا ومنظر وسمیرا واز خدا سلامتی یک یک آنان را طلب می کنم. باری پدرومادر عزیز اکنون که این نامه را می نویسم یک روز است که به غرب کشور در شهر اسلامآباد آمده ایم دیروز صبح با اتوبوس براه افتادیم و ساعت هشت شب در اسلامآباد بودیم وطبق گفته مسئولین بطور موقت اینجا هستیم وامکان دارد به جای دیگر نقل مکان کنیم در ضمن از بابت من ناراحت نباشید یک موقع خیال نکنید الآن بچهام در جبهه در گرما وسرما وگرسنگی وتشنگی وبیخوابی می کشد نه حالا یا ما لیاقت نداشتیم یا از بدشانسی تابه حال پایمان به جبهه نرسیده مگر موقعی که عملیاتی شروع شود در واقع دراینجا میخوریم ومیخوابیم وکار سختی نداریم و به ما خوش می گذرد در ضمن در طی این مدت که در جنوب بودیم نامهای به ما نرسیده این را ازاین جهت گفتم که اگر نامهای نوشته اید بدانید به دست ما نرسیده وشاید از آنجا بای ما نفرستادند . درضمن اگر حسن را دیدید سلام مرا به او برسانید وبه او بگوئید که از دور اورا می بوسم وهر لحظه در یاد او هستم و از خدا آرزو می کنم که هر چه زودتر اگه امکان دارد او را نیز به نزد ما بفرستد تا بتوانیم در نزدیک یکدیگر با دشمنان بعثی نبرد نمائیم خلاصه اگر مانعی وجود ندارد از وضع حال خود وحسن برایم بنویسید که کجا رفته وآیا اعزام شده است یانه وبه کدام جبهه اعزام شده خلاصه اخبار کاملی از او برایم بنویسید .خلاصه دیگر سخنی ندارم جز سلامتی شما وسلامتی رهبر انقلاب امام خمینی ودر ضمن به بچههای انجمن اسلامی نیز سلام برسانید به جعفر وعلی وخلاصه تمام آنها .
والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته امیر اصغری ـ 6/6/61





ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون
حضور محترم اولیای مهربان و زحمت کش خود که بهترین سالهای عمر خود را بخاطر بزرگ نمودن واز همه مهمتر مداوای مرا متحمل شده اند اند سلام عرض می کنم .
پدر و مادر عزیز ای شما که زحمتها برای مداوای پای من تحمل کردید من که یاری جبران ان راندارم ولی از خداوند میخواهم که وی پاداش شما را ارزانی کند .
من ان زمانی که فلج بودم بخاطر نمی اورم ولی وقتی ان زمان را مجسم می کنم که تو ای مادر خوب و مهربانم روزها مرا کول خود می گرفتی و به بیمارستان برده و می اوردی و همه چیز خود حتی جوانی را به پایم من فدانمودی درونم می جوشد و اشک غم بر گونه هایم سرازیر می شود
پدر و مادر یادم نمی رود که قبل از انقلاب که بخاطر اینکه مادر مقابل دیگر همسالان خود سر شکسته نباشیم از خرید به خود خودداری می کردی و برای ما اجناس خریداری می کردی اه سرد سر می دهم که چرا متوجه نبودم و شما که بیشترین سعی خو را برای درست تربیت کردن من انجام داده اید از شما تشکر می کنم ولی حسرت سراسر وجودم را فرامیگیرد که چرا من بحق حق فرزندی را که نسبت به پدر و مادرش دارد اداننموده ام و از شما طلب مغفرت و بخشش می کنم .
پدرو مادر و شما ای بستگان من شاید اکنون که این نامه را می خوانید من دیگر در این دیار نباشم بنابر این از شما می خواهم که در مرگ من غصه نخورید و بخود بقبولانید که اسلام حق اختصاص هر چیز را که انسان ان رادارد به وی نمی دهد پس فرزند شما هم به شما تعلق ندارد
ازشما می خواهم که از همه بیشتر به امام فکر کنید مبادا به فکر مسائل دنیوی باشید و از خدا غافل شوید که ما هر چه داریم از خدا داریم.
امام را دعا کنید و از همه چیز دراه حفظ این انقلاب بگذرید چرا که خداوند نسبت به این انقلاب و امت این انقلاب نظر مخصوص دارد که نسبت به دیگر کشورها ندارد .
ازشما می خواهم که در مجالس دعای کمیل و توسل و مراسم نماز جمعه و جماعت و جلسات سخنرانی شرکت کنید که از همه بیشتر این محلها انسان را آگاه می کند که چه وظیفه ای دارد مبادا بخاطر کمبودهای مادی به دولت فشار بیاورز مبادا مبادادر مقابل دیگران غرور شما را بگیرد و به دیگران بگوئید که بله ماهم شهید دادیم که با این کار از اجر کمی که در نزد خداداریم محروم خواهم شد همیشه به خوش اخلاقی و گذشت رفتار کنید و از عصبانیت خودداری کنید .
هر عملی راکه انجام میدهید سعی کنید با نیت خدا انجام دهید از مادر و خواهرانم تقاضا داریم هر چه بیشتر حجاب را رعایت کنند و به اخلاق اسلامی عمل نمایند .
از شما می خواهم که مقدار کتابهایی را که دارم به کتابخانه بدهید و دیگر مسائلم را به خودتان میسپارم
همیشه در فکر جبهه ها باشید فکر کنید که هنوز فرزند خودتان هم در جبهه است از شما میخواهم که اگر شهید شوم مرا در بهشت زهرا بخاک بسپارید و از مجلس پرخرج گرفتن برای من خودداری کنید و دیگر از شما می خواهم که در هر نماز اول امام و بعد مرا دعاکنید
در ضمن یکسال نماز قضا 38 روز روزه قضادارم که تقاضا دارم به یکی محول فرمائید تا بجا اورد
اسلام و انقلاب اسلامی را به شما می سپارم
والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته
امیر اصغری 20/6/61



..........ارسال فیلم و عکس با شماره 09213166281 بله و ایتا