شهید قادر اسدی
نام پدر: زین العابدین
تاریخ تولد: 8-10-1346 شمسی
محل تولد: آذربایجان شرقی - هشترود
تاریخ شهادت : 12-7-1361 شمسی
محل شهادت : سومار
عملیات : مسلم ابن عقیل
گلزار شهدا: امامزاده محمد
البرز - کرج
شهید قادر اسدی در سال 1346 در هشترود به دنیا آمد و دوران کودکی خود را در همان روستان گذرانده و در سن هفت سالگی به دبستان راه یافت و مدرسه را تا دوران راهنمایی ادامه داد که همزمان انقلاب اسلامی شروع شد و شهید قادر اسدی در همان زمان در کلیه راهپیماییها و تظاهرات بر علیه رژیم شاه شرکت داشتند تا پس از پیروزی انقلاب در بسیج شروع به فعالیت نمود و در سال 1360 در حوزه علمیه مسجد جامع شهرستان کرج مشغول به تحصیل درس طلبگی شدند. شهید قادر اسدی به همراه یکی از همرزمان خود شهید یارمراد کوهوند کتابخانهای در محل زندگی خود تأسیس کردند که بچههای محل از آن استفاده کنند و برای ارشاد هر چه بیشتر مردم نسبت به انقلاب زحمتهای بسیاری کشیدند و شهید قادر اسدی در تاریخ 13/4/61 از ناحیه بسیج عازم جبهههای حق علیه باطل شد و پس از 3 ماه جنگ با نیروهای کفار در تاریخ 12/7/61 در منطقه سومار بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر به درجه رفیع شهادت نائل آمد و نیروی ایمان بود که باعث شد به طرف شهادت برود.
**********
**************


بازنویسی وصیّت :>بسم الله الرحمن الرحیم* ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون * (آل عمران/169)
اینجانب قادر اسدى اقرار می نمایم که بر وحدانیّت خداوند متعال و به 124 هزار پیامبر که اول آنها حضرت آدم و آخرآنها حضرت محمّد رسول الله (ص) معتقدم و به چهارده معصوم علیهم السّلام ایمان دارم و از آنها در هر کارى استمداد می طلبم و سیره و راه و روش آنها را الگو ساخته و از آنها پیروى مى کنم و بعد درود بر پیغمبر اسلام (ص) و یاران او، درود و سلام بر تمام شهیدان اسلام، و درود و سلام بى پایان به رهبرکبیر انقلاب اسلامى ایران حضرت آیت الله العظمى سیّد روح الله الموسوى الخمینى مرجع عالیقدر عالم تشیِع اسلام، درود به شهیدان کربلا وکربلاى ایران. ضمناً به مادر نور چشمم و پدرعزیزم عرض مى کنم که اگر از اینجانب قادر اسدى کوچکترین خطایى سرزده و شما رنجیده شده اید إن شاءالله مى بخشید. وصیّت مى کنم پدر و مادر و دوستان و آشنایان عزیز خودم و به تمام کسانى که این ورقه را مى خوانند مى گویم که من بدون اجبار و اکراه این وصیّت نامه را با دست خط خود نوشته و هیچکس مرا اجبار در نوشتن این وصیّت نامه نساخته است. به عرض مادرم و پدرم مى رسانم که بنده ی حقیر به جبهه ی حق علیه باطل عازم شده ام و آرزو دارم که اگر در این راه پرافتخار اسلام که هدف پیاده کردن احکام خداوند متعال است شهید شدم، جنازه ام را در امامزاده محمّد دفن کنید و بر جنازه ام و بخاطر من گریه نکنید که دشمن از اینگونه رفتارها شاد مى شود. گریه ی شما باعث رنجاندن روحم مى شود و راضى نیستم مادرم و خواهرم در سوگوارى من دست بر سر و سینه زده و موهایشان را بِکنندکه باعث خوشحالى دشمن شود و خواهش مى کنم از این کارها خوددارى کنید. به پدرم و برادرانم توصیه مى کنم که در راه انقلاب اسلامى زحمت بکشید و خون شهیدان را محترم بشمارند. ضمناً یک مقدار بدهکارى دارم که سپردم به سیّد محمّدآقایى حسینى، هر کس طلب نمود با تعهّد به ایشان مى پردازید. 1- آقاى سیّد محمّدآقایى حسینى 6000 ریال (ششصد تومان) 2- عبد المجید اویسى 3000 ریال (سیصد تومان) 3- آقاى آزاد فلّاح 1500 ریال (صدو پنجاه تومان) 4- محسن محمّدى 500 ریال (پنجاه تومان) 5- ملکعلى 10000 ریال (هزار تومان) {اگر تخت خواستى به عبدالمجید اویسى 6000 تومان بدهید} و اگر پول کم آمد کتاب هایم را بفروشید بدهید و این کتاب ها را به جایى هدیه نکنید، خودتان استفاده کنید.
یک پیام به دوستان و آشنایان : دوستان و آشنایان هیچکس اقرار و با زور به اینجانب نگفت که باید بروى به جبهه و بنده با میل خودم به جبهه می روم. حتّى مادرم نگفت که تو باید بروى به جبهه و از شما خواهش می کنم که پشت سراین بنده گریه نکنید و ناراحت نباشید و نگویید که اگر نمى رفت شهید نمی شد، این یک نوع کفر نعمت است و هیچ موقع گریه نکنید و ناراحت نباشید زیرا که بنده با میل خودم رفتم و همیشه افتخار کنید. از خانواده تان بفرستید به جبهه ها اگر شهید شدند خوشا به حالش و اگر زنده ماند مقام شهید را حتماً می برد. کسى را هم سرزنش نکنید و خودتان را انقلابى حساب کنید که بعداً پشیمان می شوید، کتاب بخوانید آگاه می شوید، لااقل سواد ندارید فکر کنید و همیشه با سواد متعهّد و حزب اللهى باشید که منحرف نشوید. والسّلام علیکم ورحمه الله و برکاته. ماه مبارک رمضان 1401 ه.ق 23/4/1361 قادر اسدى
****************************














..........ارسال فیلم و عکس با شماره 09213166281 بله و ایتا