شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

سلام خوش آمدید
شهید البرزی-نورالله

شهید نورالله البرزی اوانکی

نام پدر: یونسعلی

تاریخ تولد: 3-2-1342 شمسی

محل تولد: قزوین - رودبارالموت

تاریخ شهادت : 4-1-1363 شمسی

محل شهادت : جزیره مجنون

عملیات : خیبر

گلزار شهدا: فخرایران 

البرز - نظرآباد

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید نورالله البرزی اوانکی سومین فرزند خانواده که کاملا" معتقد و مومن و مستضعف بود که در سال 1342 در یکی از روستاهای الموت قریه اوانک نام دارد متولد شد وی در همان زمان کودکی در همانجا شروع به تحصیل نمودند و تا سال پنجم ابتدائی رادر آنجا خواندند این شهید بزرگوار در سن  8 ماهگی پدر خود را از دست داد و با برادر و خواهر و مادر خود شروع به زندگی کردندو به شهر نظر آباد ساوجبلاغ آمدن و دوران تحصیل خود را تا دیپلم را در شهر نظر آباد گذراندن وی در زمان طاغوت یکی از جوانان فعال و روشنفکر بودند و در آن زمان شروع به پخش اعلامیه حضرت آیت الله خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی را انجام می دادند و چند بار توسط ساواک تحت تعقیب قرار گرفتند و شبها به چاپ اعلامیه حضرت امام را انجام می دادند تا زمانی که حضرت امام وارد کشور شدند و چندی نشد که جنگ تحمیلی شروع شد این شهید بزرگوار در آن زمان به آموزش جنگهای نامنظم رفتند و در جبهه ها حضور پیدا کردند که به مدت 3 ماه بود که در جبهه بودند که در دانشگاه قبول شدند بعد از جبهه به دانشگاه آمدند و بعد از آن بعد از مدتی دیگر باز در جبهه حضور پیدا کردند که در مرحله سوم در جزیزه مجنون بعنوان فرمانده دسته معرفی شدند و در آنجا مجروح گشتند و در اثر بمب شیمیایی مجروحیت سختی دچار شدند و ایشان رادر بیمارستان امام خمینی تهران اعزام کردند و سپس به آلمان و سوئد و سرانجام به اتریش اعزام کردند و در تاریخ 4/1/63 به شهادت رسیدند .

بازنویسی وصیّت:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و درود به روح تمامی شهدای اسلام و با سلام به رهبر کبیر انقلاب و به امید پیروزی رزمندگان. در آخرین دقایق خبر از چند دقیقه خود ندارم وصیّت نامه ی خود را به این شرح شروع می کنم:

نورالله البرزی با چشمی باز و راه انتخاب شده و با اعتقاد کامل به این که این جنگ از طرف ابر قدرت ها برای نابودی انقلاب عظیم اسلامی آغاز شده است وظیفه ی خود دیدم که برای دفاع از این انقلاب خونبار بپاخیزم و به ندای رهبرکبیرم لبیک بگویم.

عزیزم! می دانم که خیلی دوست داشتی که دامادی مرا ببینی ولی چه زیباست در خون غلطیدن و با سر و روی خونین بسوی سالار شهیدان حسین ابن علی شتافتن از شما تقاضا دارم اگر من شهید شدم صبر را پیشه کنید و ایمانتان را نسبت به این انقلاب و رهبریت و ولایت فقیه بیشتر کنید. از برادرانم تقاضا دارم قدر این انقلاب خونبار را بدانند و مطیع باشند. به تمامی مردم می گویم که دژخیمان صدامی را رسوا کنید.

از دایی عزیزم بسیار متشکرم که با وجود فقر زیاد در زندگی من، با ازدواج من و زهرا خانم موافقت کردند به هرحال مرا حلال کنید. از مال دنیا چیزی ندارم که بخواهم درباره اش وصیّت کنم فقط از تمام عزیزانی که مرا می شناسد خواهش دارم که برایم نماز بخوانند.

خدای بزرگ! این بنده ی ناچیز از تمام زندگی و لذات دنیوی خود گذشته ام، تو هم از گناهان من در گذر مرا غریق رحمتت بفرما. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 

 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

..........ارسال فیلم و عکس با شماره 09213166281 بله و ایتا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
شهدای البرز

"گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیهاسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهم‌السّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه‌ای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس، ما وظایفی داریم."


آخرین نظرات

آمارگیر وبلاگ