شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

سلام خوش آمدید
شهید اصل زعیم-ناصر

شهید ناصر اصل زعیم

نام پدر: حجت الله

تاریخ تولد: 20-10-1348 شمسی

محل تولد: البرز - ساوجبلاغ 

تاریخ شهادت : 12-4-1365 شمسی

محل شهادت : مهران

عملیات : کربلای1

گلزار شهدا: بختیار 

البرز - نظرآباد


 بسم الله الرحمن الرحیم

شهید ناصر اصل زغیم در سال 1348 در روستای بختیار از توابع شهرستان ساوجبلاغ دیده به جهان گشود . او پس از تحصیلات ابتدائی ، وارد مقطع راهنمایی شد ، و حالا می توانست در حد توان یار و مدد کار پدر در تامین معاش خانواده نقش داشته باشد . و هم از کسب تحصیل علم غافل نباشد . در دوران تحصیلات راهنمایی وی مدت جنگ ایران و عراق به اوج خود رسیده بود ، در همین هنگام ، اولین شور و شوق جبهه و مبارزه در افکار او پدیدار می گشت . به همین سبب چندین بار به پایگاه های اعزام نیرو به جبهه مراجعه ولی به علت کمی سن از اعزام آن ممانعت بعمل می آمد . وقتی که دوم راهنمایی را به پایان رسانید ، او را نیز به عنوان بسیجی رزمنده به جبهه های غرب کشور اعزام نمودند . در دو مرحله به مدت 3 ماه ، در جبهه های مزبور مشغول نبرد بود . بعد از آن چند روز به مرخصی آمد . موضوع جبهه را هیچوقت نمی توانست از ذهن خود دور کند تا اینکه دوباره در تاریخ 30/3/75 به جبهه غرب اعزام شد و بعد از 13 روز نبرد بر اثر اصابت مستقیم ترکش به سوی لقاء الله پر کشید (( شهادت )) آرامش را در وجود او جاودانه ساخت .         روحش شاد

**************************

**********************

********




بازنویسی وصیت:

بسم الله الرحمن الرحیم 

با سلام بر امام زمان (عج) و با سلام بر امام خمینی و با سلام بر شهیدان گلگون کفن و با سلام بر تمام رزمندگان اسلام و با سلام بر پدر و مادر جانم و با سلام بر تمام برادرانم و خواهرانم و تمام فامیل ها و دوستان و آشنایان پدر جان اول از شما معذرت میخواهم که به آن خواسته هایت عمل نکردم چون که من هدفم را شناخته بودم و به هدف خودم رسیدم امیدوارم که مرا حلال کنید و مرا ببخشید و جای مرا خالی در جبهه ها نگذارید و بعد با معذرت خواهی از مادر عزیزم که از اول من خیلی خیلی شرمنده هستم امیدوارم که مرا حلال کنند و مرا ببخشند که او را ناراحت می کردم و او نباید برای من گریه کند و مرا بببخشد و افتخار کند که پسرش در راه خدا شهید شده است و از تمام برادرانم و خواهرانم حلالیت می خواهم و امیدوارم که هر چه از من بدی دیده اید مرا حلال کنید و جای مرا در جبهه خالی نگذارید و پدر جان  اگر پول مرا گرفته اید از سپاه یعنی پول قبلی که به جبهه رفته بودم من چهل تومان به عکاس نظر آباد عکاسی مهران بدهکارم و 20 تومان به محمد بدهکارم امیدوارم که پول را به آنها بدهید و از آنها حلالیت بخواهید دیگر عرضی ندارم به جز دوری شما شب عملیات وصیت نامه من در دست علی اصل زغیم است راه مرا ادامه دهید .  







نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

..........ارسال فیلم و عکس با شماره 09213166281 بله و ایتا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
شهدای البرز

"گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیهاسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهم‌السّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه‌ای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس، ما وظایفی داریم."


آخرین نظرات

آمارگیر وبلاگ