شهید محمدرضا ارژنگیان
نام پدر: محمد
تاریخ تولد: 24-9-1332 شمسی
محل تولد: همدان
تاریخ شهادت : 16-3-1360 شمسی
محل شهادت : سرپل ذهاب
گلزار شهدا: بهشت زهرا(س)
قطعه:24 ردیف:81 شماره مزار:30
تهران
برادر ایشان محمدحسین هم به فیض شهادت نائل آمده است
سال 1332 ،در شهرســتان همدان دیده به جهان گشود. پدرش محمد و مادرش نصرت نام داشــت. تــا پایان دوره ابتدایی درس خواند. خیاط بود. ســال 1354 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. شــانزدهم خرداد 1360 ،در ســرپلذهاب توســط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شــهادت رسید. مزار وی در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.
بازنویسی قسمتی از وصیت :
بسم الله الرحمن الرحیم
الله اکبر – اشهد ان لا اله الّا الله – اشهد ان محمّد رسول الله- اشهد ان علیا ولی الله - اشهد ان الخمینی نائب الصاحب الزمان ارواحنا فداه.
اگر این بدن های ما آخر کار باید از بین برود پس چرا در راه خدا با شمشیر قطعه قطعه نشود. امام خمینی
سلام بر امام عزیزم درود بر روحانیّت متعهّد و ملّت شهید پرور ایران و دوستان عزیزم و خانواده گرامی ام.
درخت تنومند اسلام که بعد از سالیان دراز بر اثر بی آبی کم کم داشت خشک می شد با لطف خدا و عنایت صاحب الزمان (عج) و همّت و تلاش ملّت حزب الله و رهبر ما روح الله دوباره حیات تازه ای گرفت یعنی اینکه ملّت ایران با عشق سرشار از ایمان و اخلاص با خون جوانان پیرمردان و زنان و تازه دامادان خود یعنی علی اکبرها و قاسم ها و حبیب ابن مظاهرها توانست جان تازه ای به اسلام دهد. پس بنابراین ما رسالت سنگینی به عهده داریم یعنی پاسداری از حاصل خون شهیدان و رساندن پیام آنان به نسل آینده، ما موظّفیم که این حرکت اسلامی را به هر ترتیبی که شده حفظ کنیم حتّی اگر لازم باشد با خون خود دریایی عظیم ساخته و به وسیله آن این انقلاب را آبیاری کنیم. این خطّ سرخ شهادت است که از سرور شهیدان امام حسین علیه السّلام به ما به ارث رسیده است. و اینجاست صحنه ی امتحان مسلمین که به حکم صریح قرآن مومنین را به جان و مال و غیره امتحان می کند.
اینجانب محمّد حسین ارژنگیان فرزند محمّد در تاریخ 1342 ساکن تهران بدنیا آمدم. حضور مادر عزیز و خواهران و برادرانم سلام عرض می کنم. زمان خداحافظی رسیده بنابر این وظیفه ی خود می دانم وصیّتی کرده باشم تا دشمنان نگویند در گمراهی مُرد. و تو ای مادر عزیزم! ممکن است از دست دادن فرزندت برایت مشکل باشد می دانم با چه سختی و مشقّتی مرا بزرگ کردی، ولی این را می دانی که درد و مشقّت تو به اندازه ی درد و مشقّت حضرت زینب (س) نمی تواند باشد؟ بعد از شهادتم هر چه که می خواهی در اطاق در بسته گریه کن ولی زمانی که بیرون می آیی با قامتی بلند و چهره ای خندان بیرون بیا و برای نابود ساختن دشمنان اسلام بگو من فرزندم را برای جمع نمودن بساط ظلم و فساد و برقراری قانون خدا به میدان خواهم فرستاد. خواهران و برادران حزب اللّهی محل! شما برادران و خواهران افتخاران اسلام و آن محل هستید. خواهران و برادران عزیز! سخن حق را بگویید حتّی اگر به ضرر خودتان باشد و در مشکلات به قرآن مراجعه کنید و با دشمنان طبق دستورات قرآن عمل کنید. حمایت کنید از برادران بسیج که بازوان پر توان انقلاب هستند حمایت کنید از برادران و پدرانی که صبح تا عصر سر کار هستند و شب ها خسته برای رضای خدا و برای حفظ ناموس وشرافت اسلام تا صبح به نگهبانی می پردازند بی آنکه کوچکترین حقوقی بگیرند و جان خود را خالصانه چون حبیب ابن المظاهر و علی اکبر در جبهه ها به حکم قرآن نهاده و آنگونه حماسه می آفرینند که جهان را به حیرت و جهانخواران به وحشت می اندازند. و امید دارند با آنچنان حماسه ای که می آفرینند و با تیر خوردن خود، خدا را شکر می کنند و به شهادت می رسند. از جلال درخواست می کنم این وصیّت نامه را به دست مادرعزیزم که در مسجد بعد از نماز قرآن می خواند برساند. من دوست دارم که خالصانه در راه خدا کشته شوم زیرا امیدوارم با کشته شدن من جوان ها بیدار و قلب هایشان بخاطر اسلام و انقلاب بتپد.
دیگر عرضی ندارم جز سلامتی شما از خدای متعال . در پایان دعای همیشگی مان را می کنیم که خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار. برادر شما محمد حسین ارژنگیان 20/2/64


..........ارسال فیلم و عکس با شماره 09213166281 بله و ایتا