شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

سلام خوش آمدید
شهید اسفندیاری-سعید

شهید سعید اسفندیاری

نام پدر: محمد

تاریخ تولد: 16-10-1349 شمسی

محل تولد: خراسان رضوی - مشهد

تاریخ شهادت : 22-12-1364 شمسی

محل شهادت : سلیمانیه

عملیات : والفجر9

گلزار شهدا: بهشت زهرا(س) 

قطعه:53 ردیف:52 شماره مزار:8 

تهران


شهید سعید اسفندیاری در تاریخ هجدهم دی سال 1349 در شهر دزفول در خانواده ای مستضعف و متدین متولد گردید وی دوران کودکی را در همان شهرستان سپری کرده و بعد از آن به همراه خانواده به شهرستان رودبار عزیمت کردند .وی در سن 7 سالگی جهت کسب علم و تحصیل قدم به مدرسه نهاد و دوران تحصیل را با موفقیت آغاز نمود .

وی در زمان اوج گیری انقلاب چندان سنی نداشت و خیلی کوچک بود ولی به همراه خانواده در راهپیمایها شرکت می کرد بعد از پیروزی انقلاب وبا شروع جنگ تحمیلی عضووبسیج مدرسه گشت ودر آنجا به فعالیتهای خود ادامه دادو عضو فعال انجمن اسلامی مدرسه بود او به ورزش خیلی علاقه داشت بخصوص فوتبال و همیشه در کارهای خیر و جمعی کمک میکرد احترام خاصی برای یزرگترها و پدر و مادرش و برادرش داشت و دستورات اسلامی را در رفتارش به کار می بست .

با شروع جنگ تحمیلی خیلی علاقه داشت که به جبهه برود و به مبارزه با کفار بعثی بپردازد ولی بخاطر کمی سنش او را نمیپذیرفتند و اوهمچنان منتظر بود تا اینکه در سال 64 موفق به کسب رضایت خانواده شد و. به جبهه های جنوب اعزام گردید ودر آنجا به حماسه آفرینی پرداخت وی تا سیکل ادامه تحصیل داد وبا اعزام به جبهه که چندین بار اعزام گردید درسش را نیمه تمام گذاشت و عاشقانه به جبهه رفت که سرانجام پس از رزمی بی امان و دلاوری های بسیار در تاریخ 12/12/64 در منطقه عملیاتی سلیمانیه در عملیات والفجر 9 شرکت کرد و پس از جانفشانی بر اثر اصابت ترکش به سر به درجه رفیع شهادت نائل گردید ودعوت حق را لبیک گفت وبه لقاءالله پیوست و طبق وصیتی که کرده بودند در بهشت زهرا تهران به خاک سپردند .                                                                     روحش شاد   


نامه:
حضور محترم خانواده عزیزم با سلام و درود بر منجی عالم بشریت امام زمان (عج) تعالی فرجه شریف و با درود بیکران بر هدایت کننده مسلمین امام خمینی و با درود بر رزمندگان جان بر کف و غیوران انقلاب اسلامی و با سلام بر ارواح پاک طیبه شهدا ی اسلام از جنگ بدر تا کربلای انقلاب اسلامی
با عرض سلام حضور خانواده گرامیم برسد ملاحظه فرمائید پس از عرض سلام سلامتی شما را از درگاه خداوند احدیت خواستارم
ثانیاٌاگر از احوالات اینجانب را خواسته باشید بحمدلله سلامت هستم و به دعا گویی شما مشغولم انشاء الله که حال مادر عزیزم خوب شده است مادر جان انشاءالله که اگر از من اذیت و آذاری دیدی مرا ببخش و مورد عفو قرار بده من خواستم  مرخصی بگیرم و به ملاقات شما بیایم اما متأسفانه رئیس هنگ به من اجازه نداد و گفت بزودی آموزشی شما تمام خواهد شد و به خانه هایتان می روید خلاصه من هم قبول کردم و به آموزش پرداختم من وقتی که روز شنبه به اینجا رسیدم دیدم که امام جمعه رودبار به اینجا آمده است و برایمان سخنرانی می کرد از اینکه من دیر به پادگان آمدم هم به من حرفی نزدند و حتی تنبیه نشدم خلاصه با این حرفها سرتان را درد نمی آورم
 مادر و پدر عزیزو بزرگوارم و برادرهای خوبم و ای خواهر مهربان ما در اینجا واقعاٌ شبها را به عبادت می پردازیم و هر لحظه به خدا نزدیکتر می شویم و در این مکان مقدس شما را دعا می کنم خلاصه سرتان را درد نمی آورم از طرف من ای پدر  مادر عزیزم و خواهر مهربانم غلام و رضا و مهدی را ببوس ، دیگر عرض ندارم جز دوری دیدار شما 
والسلام           سلام مرا به آقای توشه جد و آقای رحیمی و روح الله برسان 
قربان همگی شما   سعید اسفندیاری  


نامه:
حضور محترم خانواده عزیزم  
با درود بیکران بر امام زمان (عج) و هدایت کننده تمام مسلمین  و با درودبر نایب بر حقش امام خمینی  و با درود بر رزمندگان جان بر کف وکه خون خود را نثار این آب و خاک می کنند و با سلام بر ارواح پاک طیبه شهدا ی اسلام از بدر تا کربلای امروز
با عرض سلام حضور خانواده عزیزم ، پس از عرض سلام و اظهار ادب امیدوارم که حالتان خوب باشد و از لطف و مرحمت شما حال این جانب خوب میباشد و به دعا گوئی شما مشغولم 
پدر جان ما در حال حاضر در سنندج هستیم و هم سازماندهی شده ایم و من و حسن فرد وصادق قاسمزاده در یک گروهان هستیم و ممکن است ما در چند روز دیگر به خط برویم 
پدر جان لازم نیست که جواب نامه را بدهید جواب نامه به دستم نخواهد رسید ما وقتی که از رود بار رفتیم رفتم به طرف رشت و باز هم در رشت از ما پذیرایی کردند و جایتان خالی نفری دو رون مرغ خوردیم و با شیرینیهای زیاد و هم کمپوت صرف کردیم و بعد به اینجا آمدیم و در این پادگان که نام آن پادگان قدس سنندج است پذیرایی زیادی   می شود من وقتی که رسیدم اینجا بعد از یک روز برایتان تلگراف زدم و خبر سلامتی خودم را برایتان نوشتم ما  در اینجا منتظریم که کی و چه وقت ما را به خط می برند و راستی هوای سنندج خیلی خوب است وهیچ  برفی در اینجا وجود ندارد و هوایش هم سرد نیست و از نظر پاکت نامه هم خیلی خوب است و خیلی پاکت نامه زیاد می دهند خلاصه سرتان را درد نمی آورم و مزاحم وقت گرانبهایتان نمی شوم دیگر عرض ندارم جز دوری دیدار شما والسلام
 از طرف من صورت مادر عزیزم وخواهر عزیزم و غلام و رضا و همگی را ببوس از دور صورت همگی را میبوسم سلام مرا به آقای عباسی، آقای سلیمانی و توشه جد و آقای نوروزی و تمام معلمهای دیگر و روح الله حکیمی و دیگر بچه ها. 
احتیاجی ندارد جواب نامه را بدهید تا وقتی که نامه دوم را دادم.  
    سعید اسفندیاری    1364/12/14
شعار همگی مسلمین:
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
از عمر ما بکاه و به عمر رهبر افزا


بازنویسی وصیّت :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

* الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ * (بقره/156) 

همانا بازگشت همه به سوى خداست. 

با درود بیکران بر امام زمان (عج) و با درود بر نایب برحقّش و هدایت کننده ی تمام مسلمین امام خمینى. درود و سلام بر تمامی رزمندگان اسلام  در کلیّه ی جبهه هاى حق بر باطل که مردانه و جان برکف مبارزه مى کنند. درود بر تمامی مادرانى که توانستند از دامان خود فرزندانى پرورش دهند که در هر زمان و هر مکان پاسدارى از قرآن و اسلام و در راه خدا جان برکف آماده شوند. به تمام پدران و مادرانى که جگرگوشه ی خود رادر جبهه های حق علیه باطل از دست داده اند عرض مى کنم که طبق آیه ی شریفه: * و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون *  شما مپندارید که فرزندانتان مرده اند بلکه همیشه زنده اند و در پیشگاه خداوند روزى مى خورند.، شما نیز ناراحت فرزندتان نباشید که در جایگاه خوبی قرار دارد.

مادرعزیز و مهربانم! اگر در جبهه سعادت شهادت را داشتم و شهید شدم بجاى گریه و زارى به دلدارى خانواده هاى شهداى دیگر بشتاب و هرگز در خود هیچ ناراحتى نکن، زیرا دشمنان از این ناراحتى خوشحال مى شوند.

اى پدر بزرگوارم! بجاى اینکه بگویى کمرم شکست قامت راست کن  و در کارت به خدا متوسّل شو و اگر قرآن و اسلام را در خطر دیدى اسلحه برگیر و چنان به میدان بیا که گویى زلزله بر اندام دشمنان افتاده. از زحمات هر دوى شما که زحمت مرا کشیده و  مشقّت متحمّل شدید تشکّرمى کنم و امیدوارم که مرا عفو کنید و از خدا براى شما طلب اجر و پاداش مى نمایم. در پایان، برادران و خواهرانم را سلام مى رسانم وآرزو دارم که براى رزمندگان اسلام دعا و نیایش کیند.

 دعاى همیشگى مسلمین : خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار. 

سعید اسفندیاری



نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

..........ارسال فیلم و عکس با شماره 09213166281 بله و ایتا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
شهدای البرز

"گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیهاسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهم‌السّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه‌ای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس، ما وظایفی داریم."


آخرین نظرات

آمارگیر وبلاگ