شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

شهدای البرز

لحظاتی میهمان شهیدان استان البرز باشیم

سلام خوش آمدید
شهید تقی پورپنجکی-سالار
شهید سالار تقی پورپنجکی
نام پدر: ذکریا
تاریخ تولد: 7-3-1332 شمسی
محل تولد: مازندران - نوشهر
تاریخ شهادت : 9-7-1361 شمسی
سن:29
دوم نظری
محل شهادت : سومار
عملیات:مسلم ابن عقیل
گلزار شهدا: میجلار
مازندران - چالوس


شهید سالار تقی پور در تاریخ 07/03/1332 در قریه پنجک از توابع شهرستان چالوس در یک خانواده مذهبی پای به جهان گشود.

تحصیلات ابتدایی خود را در مرزن آباد از توابع چالوس به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل به شهرستان کرج هجرت کرد و ضمن تحصیل در یکی از مدارس شهرستان کرج به خدمت مشغول گشت .

او یک از دریای بیکران امت حزب اله بود و در انجام وظایف الهی یک لحظه غافل نبود و در محیط مدرسه و خانواده کسی از او نرنجیده بود بلکه برای همکاران مانند برادر مهربان و برای دانش آموزان پدری مهربان و برادری ارجمند بود.

اوهمگام با سایر امت حزب الله به دنبال امام خود بود و قبل از پیروزی انقلاب دوشادوش سایر مردم در پیروزی و تداوم انقلاب همراه بود .

یکی از افرادی بود که در هر جمعی شرکت می کرد، طرفدار و پشتیبان ولایت فقیه و روحانیت متعهد و مبارز بود و در برخی مواقع مورد تهدید نیز قرار می گرفت.

شهید از ابتدای جنگ تحمیلی صدام ، یک لحظه از اخبار جنگ غافل نبود و همیشه به دنبال این بود و می گفت که خدایا به ما این توفیق را بده تا در این نبرد مقدس و انسان ساز شرکت کنیم تا سرانجام با قلبی سرشار از عشق و ایمان به لقاء الله به جنگ با مزدوران کفر جهانی و جنایتکاران امپریالیسم و صهیونیسم شتافت.

عاقبت در عملیات مسلم بن عقیل قهرمانانه ستیز کرد و در تاریخ 09/07/1361 به آرزوی دیرینه خود دست یافت و در ارتفاعات غرب سومار به لقاء الله پیوست.

روانش شاد و راهش مدام باد.

از شهید یک همسر و دو پسر  به نام های  محمود و مسلم  به یادگار مانده است.





https://s33.picofile.com/file/8483566834/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%BE%D9%88%D8%B1_%D9%BE%D9%86%D8%AC%DA%A9%DB%8C_19_.jpg


https://s33.picofile.com/file/8483566842/_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%BE%D9%88%D8%B1_%D9%BE%D9%86%D8%AC%DA%A9%DB%8C.jpg






1- پدر شهید می‌گوید: «هنگامی که جنگ شروع شد، ایشان به سوی جبهه شتافتند و زمانی که مورد مخالفت مادرشان قرار گرفتند، به ایشان گفتند: شما چهار پسر دارید، وقتی یکی از آن ها را در راه اسلام و قرآن ندهید، چگونه می‌توانید بگویید مسلمان هستید؛ یعنی ما زنده باشیم و بیگانگان بر کشور ما تعارض کنند.»

2- طریقه تقی‌پور (خواهر شهید) می‌گوید: «زمانی که یکی از بستگان همسرش به شهادت رسید، ایشان ناراحت شد و از خداوند درخواست نمود تا درجه رفیع شهادت را نصیب او بگرداند. اعتقاد داشت که برای شهادت نباید گریست، بلکه باید خوشحال بود و افتخار کرد.»

3- عمه‌گل تقی‌پور (خواهر شهید) می‌گوید: «زمانی که انقلاب شروع شد، ضبط صوتی را که در خانه بود بر‌می‌داشت و به داخل اتاق می‌رفت، وقتی از او سوال می‌کردند که چه کار می‌کنید؟ می‌گفت: کار خصوصی دارم انجام می‌دهم. صحبت‌های امام را گوش می‌داد و اعلامیه‌ها را با خودش می‌آورد. عکس شاه را هم پاره می‌کرد و داخل دستشویی آتش می‌زد. به او می‌گفتم: این کارها را نکن، تو را می‌گیرند. او می‌گفت: هیچ کس نمی‌تواند مرا بگیرد.»

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

ارسال فیلم و عکس با کلیک روی 09213166281 ایتا

شهدای البرز

"گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیهاسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهم‌السّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه‌ای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس، ما وظایفی داریم."


آخرین نظرات