شهید رسول قره حسنلو
نام پدر: ذبیح الله
تاریخ تولد: 1-1-1342 شمسی
محل تولد: روســتای عرب آباد -ساوجبلاغ-البرز
تاریخ شهادت : 4-5-1367 شمسی
محل شهادت : شلمچه
گلزار شهدا: قوهه
البرز - ساوجبلاغ
شهید رســول قره حســنلو
یکم فروردین 1342 ، در روســتای عرب آباد از توابع شهرستان ساوجبلاغ چشم به جهان گشــود. پدرش ذبیح الله و مادرش زبیده نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. چهارم مرداد 1367 ، در شــلمچه بر اثر اصابت ترکش به شــهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.
🌹❤️🇮🇷❤️🌹
خلاصهای از زندگینامه شهید والامقام
🌹رسول قرهحسنلو 🕊
شهید رسول قرهحسنلو در یکی از روستاهای منطقه ساوجبلاغ بهنام عربآباد در خانوادهای مذهبی و متدین متولد شد و معاش خانواده از طریق کشاورزی و دامداری تامین می شد.
دوران کودکی را در سایه لطف خدا تحت تربیت والدین و تعلیمات دبستانی به پایان برد. تحصیلات دوران راهنمایی را در روستای مجاور سپری کرد و مقطع دبیرستانی را در شهر کرج به تحصیل علم پرداخت.
او در سال سوم دبیرستان بود که در حال و هوای جبهه و جنگ غرق شد و دست از کلاس درس شسته و به کلاس عشق پیوست. در مجتمع آموزشی رزمندگان دروس پایۀ سوم و چهارم را گذراند و در مدرسه عشق بسیج، علم زمینی را به علم لایزال معرفت حق پیوند زد و در بیانتهای پاکبازی و سرافرازی، به اخلاص و صفای دل راه یافت. چنان دل باخت که دل کندن از آن بلندای شور و نور و شعور بههیچ ممکن نشد.
در سال ۱۳۶۳، که سفر اول به مرزهای غیرتمندی را آغاز کرده تا سال ۱۴۶۷، با حضور مداوم در این سرزمینها با ستوه و پایداری در دشتها، کمین دشمن را به جان خرید و دم بر نیاورد.
از سال ۶۳ تا سال ۶۴، در عضویت بسیج سه مرتبه به مناطق جنگی اعزام شد و در سال ۶۵، به عضویت افتخاری سپاه پاسداران در آمد و از آن پس طی ماموریتهای مختلف بهخطوط مقدم جبهه اعزام شد.
او هر بار که از منطقه باز میگشت. کوله بارش سنگینتر از قبل و عزمش راسختر از پیش بود و همواره خود را برای امتحان عظیم الهی آماده میکرد. غوغایی در وجودش بر پا بود که قلبش را به غوغای عاشورا پیوند میزد و لبیک بر "هل من ناصر ینصرنی" را صدا میزد. در جامعه و در زندگی فردی، قصوری را جایز نمیدانست، حق والدین را بهپاس حرمت آنان نیکو ادا میکرد. حقوق اطرافیان را از آنچه در توان داشت از همدردی و همصحبتی و یاری آنان در مشکلات مختلف دریغ نداشت.
در سال ۱۳۶۶، بهتکمیل دین خود و تکلیف شرعی خویش عمل کرد و پیمان مقدس زناشویی با همسری مسلمان و متعهد برقرار ساخت و زندگی مشترک را آغاز کرد و در کنار زندگی فردی همواره در مسجد و در میان اجتماع حضور فعال داشت. در اوقات فراغت و یا در خلوت خویش به قرآن پناه میبرد و به آرامش و صفای الهی از دریچه این وحی منزل دست مییافت. لبخندی که همیشه بر لب داشت نشانگر صفای خاطرش بود. در طی این چند سال حضور در مناطق جنگی جهت شرکت در سلسله عملیات مختلف، چندین مرتبه جراحات سختی به تن و جان خرید از جمله در عملیات کربلای 4 و 5 در شلمچه بهجهت جراحات وارده چندین مرتبه تحت عمل جراحی قرار گرفت.
در جبهههای غرب کشور از جمله: سنندج، ماووت، میاندوآب، سقز و در جنوب، در فاو، شلمچه، مجنون، در صف لشکریان سیدالشهدا (ع) حاضر بود.
سرانجام پس از حماسه آفرینی بسیار در تاریخ چهارم مرداد ماه ۱۳۶۷، در منطقه عملیاتی شلمچه در عملیات غدیر، با اهدای آخرین قطرات خونش بر طومار انصار الحسین (ع) مهر عشق و خلوص و شهود نقش کرد.
روحش شاد و با سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السّلام محشور باد.